چرا یادگیری مهارت های زندگی مهمه ؟
چرا یادگیری مهارت های زندگی مهمه ؟
بنام خالق عشق
دوست عزیزم سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
و ممنون که این مقاله را می خوانید
چند سال پیش زمانی که من شروع کردم به یادگیری
دوره های مهارت های زندگی و ان ال پی
شخصی از من پیرسید که: مگه تو مشکل روانی داری که
میری توی این کلاس ها ؟؟
چون هر موقع با من میخواست در تماس باشه
با من تمکاس می گرفت می گفت : کجایی ؟؟
می گفتم من کلاس دارم باید بروم
کلاس های من هم روز های پنجشنبه بود
و هرموقع با من کار داشت من سر کلاس بودم
یعنی توی پنجشنبه ها
می گفت تو چیه که انقدر میری دنبال این کار ؟
مگه بیماری روانی داری ؟
من یک توضیحی لازمه بدم
برای کسانی که ممکنه این سوال براشون پیش بیاد که
کسی که دنبال یادگیری مهارت های زندگیه
نباید الزاما دچار مشکل روانشناسی باشه
کسی که دنبال این قضیه است
یا خود من که دنبال این قضیه بودم
دنبال این بودم که علاج واقعه رو قبل از وقوع انجام بدم
چرا ؟
چند سال پیش، بازم چند سال پیش 😀
چند سال پیش تر از اینها
مادر یکی از دوستان من
براثر تصادف برادرش یعنی دایی دوستم
مادر دوستم دچار افسردگی میشه
و ایشون رو می برند پیش یک روانشناس
بعد میبرند پیش روانپزشک
میان بهش دارو میدهند که از حالت افسردگی جدا بشه
یعنی حالش خوب بشه
اتفاقی که واسه ایشون پیش میاد
که ایشون سالیان سال شروع میکنن به قرص خوردن
انواع و اقسام قرص هارو می خورند
وبعد از چند سال یک سری قرص هایی رو می خوردند که
به معده ،کلیه و کبد ایشون کمک کنه
که اون یکی قرص قبلی هارو هندل کنند
یعنی یکسری قرص بعدا خوردن که
این قرص هارو در واقع اونها تقویت کنه برای خوردن
این قرص ها.
موضوعی که الان میخوام بهتون بگم اینه که
اگر ایشون بلد بود در مواجه شدن با غم
یعنی در مواجه با غم چه کاری رو انجام بدهند
قطعا دیگه کارش به قرص خوردن نمی رسید
اگر مدیریت غم رو بلد بود
دیگه لازم نبود قرص بخوره
که بعدا بیاد یه قرص دیگه بخوره
که بعد از سی سال بگرده دنبال یک مشاور جدید
پس مهارت های زندگی
مثل مهارت های رانندگیه
مثل مهارت های هر کاری
شما زمانی که می خوای یک شغلی رو انجام بدی
تا مهارت اون کارو بلد نباشی نمی تونی توی اون کار
پیشرفت کنی
نمی تونی اون کارو به نحو احسن انجام بدی
پس یادگیری مهارت های زندگی خیلی لازمه
چند وقت پیش یک استوری گذاشته بودم
یک پستی دیده بودم
توی یکی از شبکه های اجتماعی توی اینستاگرام
نوشته بود که یک فردی توی یک کشوری
با همسرش بحثش میشه و چهارصد و پنجاه کیلومتر
پیاده راه میره
اگر ایشون مدیریت خشم رو بلد بود
دیگه لازم نبود چهارصد وپنجاه کیلومتر پیاده روی کنه
چهارصد و پنجاه سانتی متر پیاده روی میکرد
نهایتش میخواست تا آشپزخونه بره
درب یخچال و باز کنه
کاره دیگه نداشت که
تازه درب یخچال هم باز می کرد
یادش نمی اومد برای چی درب یخچال و باز کرده
چرا؟؟
چون بلد بود چطوری جلوی خشم خودش و بگیره
و بدون قراره که خشمگین بشه
و قبل از خشمگین شدن می دونه که
چه اندازه ای باید عصبانی بشه
بنابراین یادگیری مهارت های زندگی
خیلی مهمه
حالا در آینده درباره این موضوع بیشتر باهاتون
صحبت می کنم
از شما ممنونم که تا اینجای ویدئو با من همراه بودین
دوست تون دارم خدانگهدار

دیدگاهتان را بنویسید